رانندگان در جاده های کوهستانی و ارتفاعات، تجربه ای متفاوت از رانندگی را در اختیار راننده قرار می دهد.رانندگان با تجربه به خوبی می دانند که به مرور و با پشت سر هم گذاشتن هر گردنه و افزایش ارتفاع از سطح دریا ، ریتم کارکرد موتور اندکی ناکوک تر می گردد و از توان موتور کاسته می شود.شاید در نگاه اول، راننده ی ناشی این امر را از چشم شیب یا در اصطلاح رایج سربالایی ببیند.در حالی که آنان که دست شان به غربیلک آشناست؛ می دانند که این اتفاق از جایی دیگر آب می خورد.

برای آن دسته از دوستان که تجربه ی رانندگی حرفه ای را ندارند، باید بگویم که با متوقف کردن وسیله ی نقلیه در همان نقطه و قرار دادن آن در حالت خلاص و گوش سپردن به صدای موتور روشن،به راحتی می توانند شیب را از جایگاه متهم ردیف اول به متهم ردیف دوم یا شاید هم سوم منتقل نمایند.

اما متهم ردیف اول کیست؟

برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید بدانیم که توالی انفجارهای کوچک داخل سلیندرهای موتور، منبع توان تولیدی برای به حرکت در آوردن وسیله ی نقلیه است و برای هر انفجار یا احتراقی نیز سه جزء حتما باید در کنار هم قرار گیرند.ماده سوختی، گرما و هوا، با کاهش قدرت انفجارها، توان تولیدی نیز کاهش می یابد.بهترین حالت تولید توان در نسبت صحیح اختلاط این سه جزء حاصل می شود.

اگر شما هم مانند بنده گرد سپیدی بر موهایتان نشسته باشد-البته و صد البته اگر گذر زمان چیزی از آن ها را برای تان باقی گذاشته باشد-حتما متوجه شده اید که وقتی به کوهپیمایی می روید، کم کم با بالا رفتن از کوه نفستان به شماره می افتد و صدای هن و هنتان بر گام های تان پیشی می گیرد.این دقیقا اتفاقی است که برای موتور وسیله ی نقلیه ی شما هم می تواند.چرا که با بالا رفتن از کوه و افزایش ارتفاع هوا رقیق و رقیق تر می شود و بدین سان شما در هر مکش هوای کم تری را به سینه می فرستید.

برگردیم سر بحث مثلث آتش ، یعنی همان سه جزئی که در بالا عرض کردم.دربین این سه جزءهوا مداوم در حال رقیق شدن است و نسبت به اختلاط را به شدت دستخوش تغییر می کند و این یعنی دور شدن از انفجارهای قوی و در نهایت کاهش توان موتور.می دانم که اکنون در دل یا شاید بلند می گویید:«گیریم که درست.جال چه کنیم؟»

در مثال کوهپیمایی و کوهنوردی، کوهنوردان با خود کپسول اکسیژن حمل می کنند اما پر واضح است که این امر برای ماشین ها غیر ممکن است.در وسایل نقلیه از پمپی برای متراکم کردن هوای رقیق شده قبل از فرستادن آن به موتور استفاده می شود .بدین ترتیب نسبت به اختلاط تا حد زیادی ثابت می ماند.

بنا به نوع کارکرد،این پمپ ها به دو دسته ی بزرگ تقسیم می شوند.سوپر شارژها و توربوشارژها .سوپرشارژ، در واقع پروانه ای است که به واسطه ی گردش میل لنگ به حرکت در می آیدو تقریبا مانند هواکش های معمولی ، هوا را از سمت صافی مکیده و به سمت موتور می فرستد و ایراد ذکر شده را مرتفع می سازد. اما از آنجا که رسم دنیا بر آن است که همیشه جایی از کار لنگ بماند؛ این مکانیسم هم خالی از ایراد نیست.به چرخش در آوردن همین پروانه به ویژه در موتور دیزل) بخوانید گازوئیلی (که با فشار بالا کار می کنند) خود باعث مصرف بخشی از توان موتور می شود.

هرچند در کل، نفع این سیستم بیش از ضررش است اما برای کاهش هر چه بیش تر این ضرر نیز راه حل هایی موجود است که بماند طلب شما در شماره ی بعدی.

توضیه ی پایانی برای رانندگان وسایل نقلیه ی سنگین آن که: اگر بیش ترین مسیر جا به جایی شما در مناطق کوهستانی است؛ هزینه کردن برای خرید وسیله ی نقلیه ای با موتور مجهز به سوپر شارژ یا توربوشارژ در بلند مدت به نفع شما خواهد بود.در حالی که اگر در جاده های کفی می رانید و با مشکل تامین بودجه هم دست به گریبانید؛ بهتر است عطای آن ها را به لقای شان ببخشید.

آنچه در آینده خواهید خواند:

توربوشارژ چیست و چه تفاوتی با سوپر شارژ دارد؟

اینتر کولر چیست و دقیقا چه چیزی را خنک می کند و چرا؟

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *